تبلیغات اینترنتیclose
عتيقه فروش

عتيقه‌فروشي ، در روستايي به منزل رعيتي ساده وارد شد . ديد كاسه‌اي نفيس و قديمي دارد كه در گوشه‌اي افتاده و گربه در آن آب مي‌خورد . ديد اگر قيمت كاسه را بپرسد رعيت ملتفت مطلب مي‌شود و قيمت گراني بر آن مي‌نهد . لذا گفت : عموجان چه گربه قشنگي داري ! آيا حاضري آن را به من بفروشي ؟ رعيت گفت : چند مي‌خري ؟ گفت : يك درهم . رعيت گربه را گرفت و به دست عتيقه‌فروش داد و گفت : خيرش را ببيني .
تيقه‌فروش پيش از خروج از خانه با خونسردي گفت : عموجان اين گربه ممكن است در راه تشنه‌اش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشي . رعيت گفت : امكان ندارد ! من با اين كاسه تا به حال پنج گربه فروخته‌ام . كاسه ام فروشي نيست !!

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *


برچسب ها: عتيقه فروش,
موضوع : خواندني و عبرت آموز, | لينك ثابت
نوشته شده در تاريخ توسط حميد تلك آبادي