تبلیغات اینترنتیclose
سنسورهاي بيو شيميايي


رطوبت‌سنج LiCl حالا قادر به جذب آب از هوا است. هدايت آن افزايش يافته و جريان دوباره موجب تبخير آب مي‌شود. در اين روش دما خودش را به حالت تعادل مابين توان الكتريكي بكار گرفته شده و انرژي گرمايي مورد نياز براي تبخير تنظيم مي‌كند. اين تعادل بطور انحصاري بستگي به فشار بخار آب هواي اطراف دارد و بنابراين ميزاني از رطوبت مطلق است. دما در تعادل بوسيلة اندازه‌گيري مقاومت (1) ثبت مي‌شود و سپس بعنوان يك كميت الكتريكي عمل مي‌كند. اندازه‌گيري رطوبت نسبي 90-15% در دماي °C 60-0 ممكن است. زمان پاسخ برحسب دقيقه مي‌باشد اهميت تكنيكي اين آشكارگرهاي كلاسيك امروزه كه سنسورهاي قابل كوچك كردن، چيپر هستند، تندتر و بعضي اوقات خيلي صحيح است. سه روش توسعه وجود دارد.

تغييرات در مقاومت، بويژه در مقاومت سطح، اساس يك نوع از سنسنورهاي است. اين شامل رطوبت‌سنج‌هاي سراميكي است كه همچنين جذب سطحي آب در سطح داخلي مواد سراميكي خلل و فرج‌دار استفاده مي‌شود كه از پودر سينتر شده است. سراميك‌هاي مورد استفاده ZnCr2O-LiZnVO4,MgCr2O4-TiO2-V2O5 و پرووسكيت است. سنسورهاي ساخته شده از MgCr2O4-TiO4 بطور تجارتي در اجاق‌هاي ميكرويو استفاده مي‌شود.

آنها داراي زمان پاسخ حدود 20S و ميزان رطوبت در حدود 90-30% مي‌باشند. ديگر سنسور براساس مقاومت شامل پلي‌استايرين سولفونه شده يا پودر كربن سوسپانسه شده در سلولز ژلاتين مي‌باشد. هدايت سطح اين سنسورها وقتي آنها آب مي‌گيرند تغيير مي‌كند. موادي از قبيل تركيب‌هاي LiF/Al2O3، فسفات‌هاي زيركونيوم و سيلكيات‌ها، پلي‌سيكلو اكسان‌ها با گروه‌هاي آب‌دوست و پليمرهاي معين براي اين دسته از سنسور مساعد هستند. پليمرها بايد به رطوبت حساس و در همان زمان غيرقابل حل در آب باشند. پلي‌وينيل پيريدين متصل شده بطور رايج براي اين نياز مناسب است.

Al2O3 خلل و فرج‌دار در ابتدا با DC نسبي 10 بعنوان مواد سنسور استفاده مي‌شود. روش‌هاي فيلم نازك از آن بعنوان سوبسترا (شيشه،‌ سراميك) استفاده كردند چون آنها ساختمان ساده دارند و لايه‌ها جمع و جور است. در كنار Al2O3 اكسيد تانتاليوم و اكسيد تيتانيوم استفاده مي‌شوند. اخيراً پليمرهاي با يك DC نسبي 15-2 بطور روزافزوني انتخاب مي‌شوند. اين مواد درجة بالايي از پايداري مدت ـ طولاني و شامل استات‌ سلولز، پلي استايرن، پلي‌ايميد‌ا هستند كه مي‌توانند داخل لايه‌ها، حساس با استفاده از روش‌هاي پوشش قالبي، بخوبي پليمرهاي توليد شده بوسيلة پليمريزاسيون تخلية گرم تشكيل شوند. ظرفيت مي‌تواند هم در صفحة جاذب شبه ـ فيلم يا حالت عمودي آن اندازه‌گيري شود. در مورد دوم، ساختمان «ساندويچي» يكي از دو الكترود بايد به رطوبت تراوا باشد. عموماً اين بوسيلة استفاده از يك فيلم طلايي صورت‌مي‌گيرد كه ضخامت آن يك سازيشي مابين پايدري عنصر (فيلم ـ ضخيم) و زمان پاسخ پائين (فيلم ـ نازك) را نشان مي‌دهد.

اين نوع از سنسور رطوبت براساس ـ پليمر، براي مثال براي اندازه‌گيري رطوبت نسبي از روي برد كامل مقادير در دماهاي مابين °C 60- و °C 30+ استفاده شوند. در اين متال ارزيابي الكترونيك‌ها شامل يك پل اندازه‌گيري HF با خطي نمودن بعدي مقادير علامت مي‌باشد. كاربردهاي ديگر با استفاده از ASIC‌ها انجام مي شود

خازن، سنسورهاي رطوبتي پليمر در حال حاضر با دريافت پائين و زمان عمر چندين سال ساخته مي‌شود. يك درجة بالايي از برگشت‌پذيري مي‌توان بدست آيد. آنها بعضي اوقات مي‌توانند براي تعيين محتواي آب مواد مايع از قبيل محلول‌هاي آلي يا سوخت استفاده شوند.
نوع سوم سنسور رطوبت سنتسور نقطة تراكم مي‌باشد. نقطة تراكم، همانطور كه تعريف آن پيشنهاد مي‌كند، بوسيلة سرد نمودن سطح آزمايش و مشاهدة متراكم شدن يا تشكيل لاية مايع بعنوان تابعي از دما مي‌تواند اندازه‌گيري شود. اين مشاهده براي مثال، مي‌تواند بطور نوري انجام شود. اگر سطح آزمايش صاف و صيقلي باشد آن بوسيلة ته‌نشيني آب تيره شده و انعكاس پرتور نور پحش مي‌شود. اين اثر براي تشخيص آسان است. غالباًروش‌هاي اندازه‌گيري خازن يا هدايت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. يك الكترود با استفاده از علم تكنيك فيلم ـ نازك بعنوان يك خازن با يك ظرفيت بكار مي‌رود كه وقتي مايع روي آن مي‌نشيند تغيير مي كند.

هيچ سنسور كوچك شده براي اندازه‌گيري محتواي آب جامدات وجود ندارد. روش‌هاي كلاسيك اندازه‌گيري هدايت الكتريكي همراه با جذب ميكرويو مادون قرمز تعيين كننده است.

حسگرهاي رطوبت


در صنعت و تكنولوژي پيشرفته امروزي حسگر‌ها جايگاه ويژه‌اي براي خود باز كرده‌اند چون در اغلب صنايع همانند : داروسازي، شيميائي، غذائي، كشاورزي و ... كاربرد وسيعي پيدا كرده‌اند. براي مثال اندازه‌گيري دما ـ فشار ميزان نوع گازهاي مختلف ـ رطوبت و ... را مي‌توان نام برد. به همين دليل در اين مقاله سعي شده است حسگر مهم و بسيار كاربردي رطوبت را مورد بررسي قرار دهيم و بيشتر هدف دنبال كردن روش‌هاي حس رطوبت و نم موجود در هوا يا مواد است كه ذيلاً به بررسي آن مي‌پردازيم.

روش‌هاي حس


اندازه‌گيري نم و رطوبت را به چهار روش مي‌توان تقسيم كرد: 1ـ استفاده و كاربرد در نم‌سنج‌ها كه مستقيماً خروجي حس‌كنندة نم روي RH% تنظيم مي‌شود. 2ـ كاربرد در بخارسنج‌ها كه دو دما توليد و خوانده مي‌شود و جهت جمع‌آوري اين قرائت‌ها از نقشه‌اي همرا با RH% و رطوبت استفاده شده است. 3ـ كاربرد ديگر در حسگرهاي نقطة شبنم است كه از آن نقطه مقدار رطوبت بدست مي‌آيد. 4ـ در نهايت فقط كاربرد در سيستم هاي حس از راه دور نم كه ميزان رطوبت با استفاده از امواج الكترومغناطيسي خوانده مي‌شود.

روش‌هاي حس در نم‌سنج‌ها


ساده‌ترين عناصر اندازه‌گيري نم عناصر مكانيكي هستند كه با افزايش نم طول آنها تحت تاثير قرار مي‌گيرد. بعضي از مواد پلاستيكي اين خاصيت مهم را دارا مي‌باشند. در حال حاضر با پيشرفت تكنولوژي از عناصر مكانيكي به جهت سنجش رطوبت در رطوبت‌سنج‌ها بهره گرفته نمي‌شود، اما هنوز اين عناصر به جهت سادگي در گسترة وسيعي براي آشكارسازي رطوبت استفاده مي‌شوند، در ادامه به بررسي و جزئيات بيشتر عناصر مختلف نم‌سنج مي‌پردازيم.

نم‌سنج خازني ـ اصول و اساس كار عناصر نم‌سنج خازني مبتني بر اصل اكترود ثابت و دي‌الكتريك متغيير است كه جزئيات اين طرح كه يك لاية نازكي از دي‌الكتريك بين دو الكترود بالا و پايين قرار گرفته و علاوه بر آن متخلخل بودن الكترود بالائي است كه به آب اجازة عبور مي‌دهد تا به لاية دي‌الكتريك برسد و به محض رسيدن آن به دي‌الكتريك مشخصات و پارامترهاي آن تغيير كرده و در نهايت ظرفيت بين الكترود بالائي و پائيني تغيير و تحت تاثير قرار مي‌گيرد كه همين تغييرات حاصله معرف رطوبت موجود است.

نم‌سنج مقاومتي ـ عناصر نم‌سنج مقاومتي كاربرد گسترده‌اي پيدا كرده‌اند و شكل‌هائي بصورت ويفر و استوانه دارند. كلاً در اولين نم‌سنج مقاومتي از لاية نم نما با 2 تا 5% ليتيوم كلرايد مايع استفاده شده كه داراي دو الكترود است و مقاومت هر لايه همراه با تغييرات رطوبت است. دو الكترود سيمي روي يك محور پيچيده‌ شده‌اند (نوعي پلي‌استرن) و با الكتورد‌هائي به شكل تراشه و بصورت زيگزاگ روي ماده‌اي بعنوان زيربنا قرار مي‌گيرد كه با لايه‌اي از نمك رطوبت‌نما پوشيده شده است در عناصر رطوبت‌سنج مشابه، از تغييرات مقاومت زيربنا بدون بهره‌گيري از لاية رطوبت نما (حساس به رطوبت) جهت آشكارسازي رطوبت استفاده مي‌شود.

يكي از كاربردهاي سنسورهاي رطوبت

اندازه گيري ميزان رطوبت پارچه در انتهاي خط جهت جلوگيري از over dry شدن كالا بايد به گونه اي انجام شود كه پارچه كاملاً خشك شود كه اين توسط سنسورهاي مورد استفاده در سيستم جهت كنترل رطوبت انجام مي گير كه شامل :

1- سنسور RF در محل خروجي

2- سنسور اهمي در محل خروجي

مي باشد شكل سنسورRF و محل قرار

گيري آنهابر روي دستگاه استنتر در

اشكال روبرو آمده است:

در اين برنامه علاوه بر نمايش ميزان رطوبت براي اپراتور و تنظيم سرعت، ميزان رطوبت نيز در رايانه ثبت مي شود و براحتي مي توانيد متناسب با نوع پارچه مقدار رطوبت و سرعت را، تنظيم نماييد .

كاربرد سنسورهاي اولتراسونددر صنايع غذائي

نحوه استفاده از امواج اولتراسوند در صنايع غذائي دو گونه است. كاربرد اولتراسوند با شدت بالا و با شدت پائين. از امواج اولتراسوند با شدت پايين به عنوان روش تجزيه‌اي در تهيه اطلاعات مربوط به ويژگي هاي فيزيكي و شيميايي مواد غذايي استفاده مي شود. در اين حالت توان به كار رفته به حدي پائين است كه پس از قطع امواج اولتراسونيك هيچگونه تغييري در خواص فيزيكي و شيميايي مواد غذايي ايجاد نمي شود در نتيجه به اين تكنيك non-destrusive يا غير مخرب گويند و از آن مي توان در اندازه گيري ضخامت، تشخيص جسم خارجي، اندازه گيري فلوريت، تعيين تركيبات متشكله، اندازه ذرات، و غيره استفاده كرد. در حاليكه امواج اولتراسوند با شدت بالا كه در آنها از توان بالا استفاده مي شود به عنوان ابزاري در تغيير ويژگي هاي مواد غذايي نظير هموژنيزه كردن، تميز كردن، استريل كردن، حرارت دادن، امولسيفيه كردن، مهار فعاليت آنزيم ها و ميكروبها و متلاشي كردن سلول، تشديد واكنش هاي اكسيداسيون، اصلاح گوشت، اصلاح كريستاليزاسيون، و . . . استفاده مي شود.

هدف تمامي صنايع فرايند كننده مواد غذايي توليد فرآورده‌اي با كيفيت بالا و تا حد امكان با حداقل هزينه مي باشد كه اين فرآورده در اثر قرار دادن مواد اوليه در معرض يك سري از فرآيند ها مانند حرارت دادن، خنك كردن، فشار و اختلاط و. . . توليد مي شود. تنوع در مواد خام و شرايط فرآيند سبب بوجود آوردن فرآورده‌اي با كيفيت غير قابل پيش بيني مي‌شود. بهمين دليل بايستي كارخانجات مواد غذايي ويژگي هاي مواد اوليه را تعيين كرده و در هر مرحله از فرآيند، ماده غذايي و شرايط فرآيند را كنترل نمايند تا ويژگي هاي فراورده نهايي تا حد امكان مشابه ويژگي هاي مطلوب از قبل پيش بيني شده باشد.
كاربردهاي مختلف اولتراسوند در رابطه با مواد غذائي از حدود 50 سال پيش شروع شده و در حال حاضر كاربرد زيادي در كنترل عمليات فرآيند مواد غذايي پيدا كرده است پيشرفت در زمينه ميكروالكترونيك سبب شده كه بتوان از اولتراسونيك براي اندازه گيري هاي دقيق و با هزينه نسبتاً پايين استفاده كرد.
در اين روش يك طول موج صوتي با دامنه زياد در درون ماده مورد آزمايش منتشر مي شود. سپس از طريق سنجش تأثير متقابل بين طول موج و ماده، اطلاعاتي در مورد خواص ماده بدست مي آيد.

از آن جمله كنترل و بازرسي مداوم و اتوماتيك عمليات خط توليد نظير تعيين اندازه ذرات توليد شده بوسيله هموژنايزر، آسياب كلوئيدي و مخلوط كن مي باشد، هم چنين تعيين ميزان جرم گرفتگي لوله ها، ضخامت لايه‌هاي شكلات و شيريني جات و ضخامت چربي يا بافت بدون چربي در گوشت و اندازه گيري مايعات موجود در تانكها و تعيين درجه حرارت در شرايطي كه با استفاده از سنسورهاي متداول امكان پذير نمي باشد.
بخش هاي سيستم هاي اندازه گيري به طريقه اولتراسونيك
اجزاء اصلي در بيشتر سيستم هاي اندازه گيري اولتراسونيك عبارتند از: 1- قطعه اندازه گيري يا measurement cell 2- مولد موج الكتريكي يا signal generator 3- مبدل يا transducer، 4- اسيلوسكوپ .
ساده ترين و گسترده ترين تكنيك مورد استفاده در اولتراسونيك، تكنيك- pulse echo (پالس- اكو) است. مولد موج الكتريكي يك پالس الكتريكي با فركانس و دامنه مشخص را توليد مي كند. سپس مبدل، پالس الكتريكي را به پالس اولتراسونيك تبديل مي كند. اين پالس از نمونه موجود در قطعه اندازه گيري عبور مي كند و پس از برخورد با ديواره داخلي قطعه منعكس شده و به مبدل، جائي كه در آن تشخيص داده مي شود باز مي گردد. در حقيقت مبدل به صورت يك دريافت كننده عمل كرده و پالس اولتراسونيك برگشتي را به يك پالس تبديل مي كند كه بر روي اسيلوسكوپ آشكار مي‌شود. از آنجائي كه بخشي از پالس منعكس شده و بخش از آن عبور مي كند يك سري از اكوها روي نوسان نما (اسيلوسكوپ) مشاهده مي شود سرعت و ضريب تضعيف امواج اولتراسونيك با استفاده از اين اكوها تعيين مي شود.

سنسورهاي خود تميزكننده هيدروژن

خواص فوتوكاتاليستي نانو تيوب هاي تيتانيا در مقايسه با هر فرمي از تيتانيا بارزتر است، بطوري كه آلودگي هاي ايجاد شده تحت تابش اشعه ماوراء بنفش را به طور قابل توجهي از بين مي برد تا اينكه سنسورها بتوانند حساسيت اصلي خود را نسبت به هيدروژن حفظ كنند. تحقيقات انجام گرفته در اين زمينه حاكي از آن است كه نانوتيوب هاي تيتانيا داراي مقاومت الكتريكي برگشت پذيري هستند بطوري كه اگر هزار قطعه از آنها، در مقابل يك ميليون اتم هيدروژن قرار بگيرند، مقاومت الكتريكي آنها در حدود يكصد ميليون درصد افزايش مي يابد سنسورهاي هيدروژن بطور گسترده اي در صنايع شيميايي، نفت و نيمه رساناها مورد استفاده قرار مي گيرند و از آنها براي شناسايي انواع خاصي از باكتري هاي عفونت زا استفاده مي شود. محيط هايي مانند تاسيسات و پالايشگاه هاي نفتي مي توانند بسيار آلوده و كثيف باشند

سنسورهاي هيدروژن، نانو تيوب هاي تيتانيا هستند كه توسط يك لايه غيرپيوسته اي از پالاديم پوشانده شده اند. محققان طي آزمايشي با آلوده كردن اين سنسورها به مواد مختلفي مانند اسيد استريك (يك نوع اسيد چرب)، دود سيگار و روغن هاي مختلفي مشاهده كردند كه تمام اين آلوده كننده ها در اثر خاصيت فوتوكاتاليستي نانوتيوب ها از بين مي روند. بيشترين ميزان آلودگي ها زماني بود كه دانشمندان اين سنسورها را در روغن هاي مختلفي غوطه ور ساخته و سنسورها توانستند خواص خود را بازيابند. محققان سنسورها را در دماي اتاق در معرض گاز هيدروژن (به مقدار هزار قطعه در مقابل يك ميليون اتم هيدروژن) قرار دادند و مشاهده كردند كه در طرح هاي اوليه مقاومت الكتريكي سنسور به ميزان175 هزار درصد تغيير مي كند. سپس سنسورها را توسط لايه اي به ضخامت چندين ميكرون از روغن موتور پوشاندند تا به طور كلي حساسيت آنها نسبت به هيدروژن از بين برود. سپس اين سنسورها را در هواي عادي به مدت10 ساعت در معرض نور ماوراء بنفش قرار داده و پس از يك ساعت مشاهده كردند كه سنسورها مقدار قابل توجهي از حساسيت خود را بدست آورده و پس از گذشته نزديك به10 ساعت به طور كامل به وضعيت عادي خود بازگشتند.

با افزودن مقدار اندكي از فلزات مختلف نظير قلع، طلا، نقره، مس و نايوبيم، گروه متنوعي از سنسورهاي شيميايي بدست مي آيند. اين فلزات خاصيت فوتوكاتاليستي نانوتيوب هاي تيتانيا را تغيير مي دهند. به هر حال سنسورها در يك محيط غيرقابل كنترل در دنياي واقعي توسط مواد گوناگوني نظير بخارهاي آلي فرّار، دوده كربن و بخارهاي نفت و همچنين گردوغبار، آلوده مي شوند. قابليت خود پاك كنندگي سنسورها، طول عمر آنها را افزايش داده و از همه مهمتر خطاي آنها را كاهش مي دهد
سنسورهاي جديد در خدمت بهبود استخراج نفتبر اساس آخرين اطلاعات منتشر شده توسط سازمان انرژي آمريكا، در حدود دو سوم از استخراج نفت چاه هاي نفت آمريكا به صورت اقتصادي انجام نمي شود. با توجه به دما و فشار زياد در محيط هاي سخت زيرزميني، سنسورهاي قديمي الكتريكي و الكترونيكي و ساير لوازم اندازه گيري

قابل اعتماد نيستند و در نتيجه شركت هاي استخراج كننده

نفت در تهيه اطلاعات لازم و حساس براي استخراج كامل

و موثر نفت از مخازن با برخي مشكلات مواجه هستند.

محققان در آزمايشگاه فوتونيك دانشگاه صنعتي ويرجينيا در حال توسعه يك سري سنسورهاي قابل اعتماد و ارزان از فيبرهاي نوري براي اندازه گيري فشار، دما، جريان نفت و امواج آكوستيك در چاه هاي نفت هستند. اين سنسورها به علت مزايايي مانند اندازه كوچك، ايمني در مقابل تداخل الكترومغناطيسي، كارايي در فشار و دماي بالا و همچنين محيط هاي دشوار، مورد توجه بسيار قرار گرفته اند. از همه مهمتر اينكه امكان جايگزيني و تعويض اين سنسورها بدون دخالت در فرايند توليد نفت و با هزينه مناسب فراهم است. در حال حاضر عمل جايگزيني و تعويض سنسورهاي قديمي در چاه هاي نفت، ميليونها دلار هزينه در پي دارد. سنسورهاي جديد از نظر توليد، بسيار مقرون به صرفه بوده و اندازه گيري هاي دقيقتري ارائه مي دهندانتظار مي رود كه تكنولوژي اين سنسورها توليد نفت را با ارائه اندازه گيري هاي دقيق و قابل اعتماد و كاهش ريسك هاي همراه با اكتشاف و حفاري نفت بهبود بخشد.

مقدمه

يكي از تكنيكهاي رايج در اكتشاف نفت و گاز ، لرزه نگاري است لرزه نگاري عبارتست از ايجاد انفجار در نقاط مختلف روي زمين و ثبت لرزه‌هاي ايجاد شده، ساختار کلي لايه‌هاي زمين و مخزن بدست آورده مي‌شود. اين فرآيند بر اساس تفاوت سرعت حرکت صوت در لايه‌هاي مختلف انجام مي‌گيرد. لرزه‌نگاري به صورت يک بعدي، دو بعدي، و سه بعدي انجام مي‌شود. از اين طريق مي‌توان تشخيص داد که لايه‌هاي مختلف حاوي گاز، نفت يا آب هستند. لرزه‌نگاري چهاربعدي همان لرزه‌نگاري سه‌بعدي است که در زمان‌هاي مختلف انجام مي‌شود و از طريق آن مي­توان نحوه پيشروي سيالات مختلف را تشخيص داد.

كاربرد نانوسنسورها در اين بخش

به نظر مي‌رسد با کاربرد نانوتکنولوژي در ايجاد سنسورهاي جديد مي­توان ثبت لرزه‌ها را به صورت دقيق‌تر انجام داد زيرا امکان وارد کردن نانوسنسورها در لايه‌هاي مختلف زمين و ثبت لرزه‌ها از موقعيت‌هاي متنوع‌تر وجود دارد.

در اين بخش يك نوع سنسورهاي صوتي مورد استفاده قرار مي­گيرد، كه ژئوفون نام دارد. اين سنسورها با ثبت اطلاعات به صورت صوتي و بازيابي آن­ها پس از عمليات لرزه­نگاري مورد استفاده قرار مي­گيرند. نانوتكنولوژي مي­تواند علاوه بر پيشرفت فوق با نانوساختار كردن ژئوفون­ها به عملكرد سريع و ثبت اطلاعات صوتي دقيق­تر منجر گردد.

نكته مهم اين است كه (ارا)با تغييرات رواني و فيزيكي سوژه تغيير مي كند.تصوير سيستم بطور كلي در زير نمايش داده شده است.

قبلا" گفتيم كه اين سيستم بر اساس دانشهاي بيوفيدبك , فيزيولوژي , انرژي درماني و رنگ درماني مي باشد. اكنون برخي دانشهاي فوق جهت درك بهتر تشريح مي گردد :

1-بيو فيدبك : بيوفيدبك از خيلي سال پيش جهت تعيين وضعيت مزاجي, فيزيولوژي و رواني مورد استفاده داشته است.

انواع سيستمهاي بيوفيدبك عبارتند از EEG و EMG كه امواج مغزي , دماي پوست و... را اندازه گيري مي كنند. حالا دو تعريف از بيوفيدبك و بيوسنسوررا از ديكشنري ارايه مي دهيم :

"بيو فيدبك تكنيكي است كه ناآگاهي يا فرآيندهاي غيرارادي جسماني (مانند ضربان قلب و امواج مغزي) را به منظور دستكاري آنها از طريق كنترل آگاهي ذهني قابل درك حسي مي كند. "-(ديكشنري Webster

"بيوسنسور وسيله اي است كه نسبت به محركهاي فيزيكي و شيميايي حساس است و اطلاعات فرآيندهاي زنده را انتقال مي دهد."

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *


برچسب ها: ,
موضوع : | لينك ثابت
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 دی 1391 توسط حميد تلك آبادي