تبلیغات اینترنتیclose
نعمت هاي خداوند

مرد ثروتمند از تمامی لذتهای زندگی بهره مند بود . او اموال زیادی داشت . چندین ملك در شهرهای مختلف ، ماشین های رنگ و وارنگ و كلی وسایل گران قیمت و ارزشمند . بعد از اینكه پیر شد ، روزی فكر كرد كه نگهداری این همه املاك در جاهای مختلف برای او سخت شده است و بهتر است همه مال و اموال خود را بفروشد و با پولش الماسی بخرد تا همه ی پول و ثروتش همیشه در كنارش باشد . او هر چه داشت فروخت و با پولش الماسی بزرگ خرید . مرد فكر كرد كه الماسش را در جایی پنهان كند . او چاله ای در كنار درخت پشت حیاط كند و الماسش را آنجا پنهان كرد . او فكر كرد كه هیچ كس آنرا در این مكان پیدا نمی كند . او هر شب برمی گشت و چاله را می كند و نگاهی به الماسش می كرد وقتی خیالش جمع می شد دوباره آنرا در چاله می گذاشت و رویش را با خاك می پوشاند . اینكار هر شب تكرار می شد تا اینكه شبی دزدی به خانه او آمد . دزد دید كه مرد پولدار از اتاقش بیرون آمد و آهسته به حیاط رفت و چاله ای حفر كرد و از آن سنگی را بیرون آورد آنرا نگاه كرد و گفت : هنوز اینجاست . دوباره آنرا در چاله گذاشت و رویش را با خاك پوشاند.

وقتی پیرمرد به اتاقش برگشت ، دزد زمین را حفر كرد و تكه الماس را پیدا كرد . او خوشحال شد و گفت حالا این سنگ مال من است و من دیگر مرد پولداری شدم .

دزد از آنجا رفت و هیچوقت برنگشت . روز بعد وقتی پیرمرد چاله ای را در كنار درخت دید ، ترسید . به سرعت به آن طرف دوید . زمین كنده شده بود و از آن سنگ قیمتی هیچ اثری نبود . باورش نمی شد . شروع به كندن زمین كرد ولی الماس پیدا نشد كه نشد . مرد با صدای بلند می گریست و فریاد می زد : دیگر من الماسی ندارم دیگر مرد پولداری نیستم . او كنار چاله نشسته بود و گریه و زاری می كرد . خدمتكاران به دوست او تلفن زدند . وقتی دوستش رسید و پیرمرد را در آن شرایط دید به او گفت : گریه نكن ، بیا این تكه سنگ بزرگ برای تو آن را بردار و در چاله بیانداز و رویش را با خاك بپوشان ، سپس هر روز می توانی بیایی و آنرا از چاله در آوری و نگاه كنی ، یك تكه سنگ با یك تكه الماس وقتی درون خاك پنهان باشد برای صاحبش نباید فرقی داشته باشد !!

از نعمت های الهی و آنچه به ما داده شده چگونه استفاده می كنیم ؟؟

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *


برچسب ها: ,
موضوع : | لينك ثابت
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 شهريور 1391 توسط حميد تلك آبادي